تبلیغات
كانون شاهد و ایثار گر دانشگاه مفید - پست های سیاسی

كانون شاهد و ایثار گر دانشگاه مفید

حاشیه ای بر بایگری جدید!!!

تشیع با اشاره معصومین علیهم السلام از همان ابتدا بر گرد عالمان عامل و محدثان صادق شكل گرفت و در دوره غیبت صغرى وكبرى فهم فقیهانه در كنار صیانت نفس و شجاعت براى حفظ دین معیارهاى اصلى خط امامت اعلام گردید. (من كان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدینه...)

ولایت اگرچه در برخى دیگر از نحله هاى اسلامى نیز (با تعاریف معنوى خاص) به شكل پررنگ مورد توجه بود اما از آنجا كه صرفاً بر دریافت هاى شهودى و بسترهاى معنوى متكى شد نه ازامكان اثبات و ترویج و نقد استدلالى برخوردار بود و نه رخنه مدعیان دروغین و معنوى نمایان كورباطن در آن چاره اى داشت. از مهم ترین ویژگى هاى جریان معنویت منهاى فقاهت، شعبه شعبه شدن پیاپى و شكل گیرى فرقه هاى باطنى بسیار متنوع و متكثر است. در حالى كه امامت شیعى معنویت را در بسترى اجتماعى و براى شكل گیرى نظام اجتماعى- سیاسى هدایت مى كند و حاصل تجربه هاى معنوى فردى را برگرد فهمى فقیهانه و مستدل متحد كرده و به حركتى هدفمند و اجتماعى مى كشاند. اقطاب معنوى بیرون از دایره تشیع حداكثر به حلقه هایى محدود و جمعى (ونه اجتماعى) مى انجامد كه چه بسا رقابت هاى آشكار ونهان نیز بر سر مریدیابى و مرادبازى با هم دارند. از امتیازات تشیع همین «جمع» فقاهتى بین معنویت و عدالت (وفرد و جامعه) است.

***

اگرچه طى قرون هیچ گاه شمع مكتب «جمع » فرو نمرده بود، سرانجام با عبور از گردنه هاى بسیار در طلیعه قرن پانزدهم هجرى با محوریت «فقیهى عارف و مجاهد» در چارچوب نظام ولایت فقیه به صورت بندى محكم و دقیق خود رسید. رخنه در این منظومه معرفتى- معنوى- اجتماعى ممكن نیست جز به برهم زدن توازن در اجزاى این مجموعه. در هفته هاى اخیر انواع تلاش ها براى رخنه در این منظومه و متلاشى كردن آن را شاهد بودیم. از كسانى كه در رداى مرجعیت فقهى به استفتائات بى بى سى پاسخ مى گفتند تا جیره خواران ملكه اعظم را از بلاتكلیفى شرعى به در آورند تا آنها كه خود را انقلابى و عدالتخواه معرفى مى كردند و جهاد خویش را با همراهى رضا پهلوى و مریم قجر در برابر نظام اسلامى پى مى گرفتند. و در روزهاى اخیر نیز كسانى كه با ظاهرى معنوى و زلال! راه هاى میان بر براى رسیدن به امام زمان (عج) را در برابر ولایت فقیه پیشنهاد مى كردند.

***

شاید «بابیت» تاكنون مهم ترین راهكار یا شاهكار بریتانیا براى مقابله با پیشروترین جریان اسلامى یعنى تشیع باشد. انگلیسى ها كه نوك پیكان استعمارگرى در منطقه خاورمیانه و شبه قاره بوده اند همواره كوشیده اند تا با شناخت دقیق امتیازات امت اسلامى، آنها را خنثى و در مواردى حتى به ضد خود تبدیل كنند. فتنه بابیت در ایران یكى از بارزترین نمونه هاى مكر و تزویر بریتانیاست كه بر مهار اصلى ترین محور و موتور حركت تشیع یعنى اندیشه امامت و مهدویت متمركز شده است. على محمد باب مدعى آن بود كه درى به خانه امام زمان(عج) كشف كرده است كه مى توان به بهانه آن از شاهراه اصلى تشیع خارج شد و زودتر به مقصد رسید. و البته «باب» كه در ابتدا قرار بود درى باشد به خانه خورشید، كم كم تونلى شد به پستوهاى كاخ باكینگهام و سرداب هاى كنیسه هاى صهیونیسم. او كه قرار بود نزدیك ترین مسیر باشد به مهدى (عج) از قضا دورترین از كار درآمد و بى ربط ترین!

طرفه آنكه انگلیسى ها در مقابل بابیتى كه خود تاسیس كرده بودند گروه دیگرى را علم كردند كه خود بابیت دیگرى را ترویج مى كرد. انجمن حجتیه كه از دشمن ترین دشمنان نایب امام زمان (عج) در احیاى شاهراه تشیع بود نه تاب فقاهت داشت و نه حال جهاد. مهم ترین تكلیف شرعى این بابى هاى جدید(در پوشش مبارزه با بهائیت) خلوت كردن شارع جهاد از طریق فراخوان به درهاى پشتى براى ملاقات با امام زمان بود. رابطه با مهدى (عج)؛ رابطه اى بود فردى و معنوى كه از هزارهایش هم حركتى اجتماعى و سیاسى شكل نمى گرفت و چالشى با طاغوت نتیجه نمى شد. در این رویكرد امام زمان (عج) بزرگ تر و پرشكوه تر و منزه تر از آن بود كه نایبى داشته باشد و به جهادى كه خود مستقیماً و عیناً فرمانده آشكار و حاضرش نباشد امر كند. مثل آنكه امیرالمؤمنین(ع) مالك را به مصر یا سیدالشهدا(س) مسلم را به كوفه فرستاده باشد و خیل شیعیان بى اعتنا به نایب و نماینده امام هریك به دنبال ذكرى معنوى و حالتى ملكوتى براى ارتباط مستقیم با امام غایب باشند و گمان برند كه دیدن روى امام آخركار و منتهاى كمال است غافل ازآنكه چه بسیار مقربان و نزدیكان و بینندگان و تماشاگران چهره نورانى ائمه كه تماشاگر محض ماندند و جهنمى شدند.

***

فتنه بابیت در یكى دو دهه اخیر به مدد صورت موجه و معنوى خود ابعاد تازه اى پیداكرده است. تو گویى جمهورى اسلامى ذاتاً نسبتى با موعود و مهدویت ندارد و گروهى كه عمدتاً هم ریشه هاى انجمنى دارند آمده اند تا اند یشه مهدویت را احیا كنند! روش احیاى مهدویت هم آن است كه با علم كردن بحث هاى معنوى و به هم بافتن شایعات و شنیده ها، كراماتى براى بعضى اهل معنا كه مستقیما از در پشتى به خانه خورشید راه پیدا كرده اند نقل كنیم و اقشار به اصطلاح مذهبى را«فردفرد» به سوى شخص مهدى(عج) ونه آرمان و رسالت او روانه كنیم. نظریه «بابیت» یا «در پشتى» با سوءاستفاده از احساسات محبان اهل بیت به بهانه نشان دادن راه هاى سریع تر و مطمئن تر، نوعى دیندارى و ولایتمدارى اختصاصى را باب مى كند كه كم كم به استغنا از مسیر امامت مى انجامد. امامت كه قرار بوده محور تجمیع و تراز تجربه هاى فردى براى تسریع در سلوك و حركت جمعى و اجتماعى و جهانى مؤمنین به سوى جامعه و جهان ایده آل باشد در این رویكرد انحرافى به بهانه اى براى انفراد و انشعاب تبدیل مى شود. امام خمینى با بستن درهاى انحرافى، دروازه بزرگ انتظار را در عصر جدید گشود و شاهراه ظهور را با فهم دقیق و فقیهانه خود از مكتب اهل بیت علیهم السلام و معنویت عمیق عدالتخواهانه اى كه از اجداد طاهرینش به ارث برده بود نشان داد. تاریخ معاصر تشیع نشان داده است كه صادق ترین و برجسته ترین محبان و پیروان حضرت صاحب الامر تربیت یافتگان «مكتب ولایت فقیه» خمینى اند و جدى ترین دشمنان نایب امام زمان (عج)، مدعیان بابیت در هر دو روایت بهایى گرى و انجمن حجتیه اى آن. اگر كرامت در نگاه آنان در خواب دیدن است و شفا دادن و پیشگویى كردن و جفت شدن كفش پیش پا و... كرامت بزرگ امام خمینى بستن باب «بابى گرى» و گستراندن جبهه اى در اندازه آرمان هاى مهدوى و در افتادن با شیطان بزرگ و به راه انداختن جنگ جهانى فقر و غنا و مستضعفین و مستكبرین است. ولایت فقیه نخواهد گذاشت دستاوردهاى تاریخى تشیع در انقلاب اسلامى دستخوش فتنه هاى جریان ارتجاعى و استعمارى بابى گرى شود...

                                                                                                                                          وحید جلیلی



ادامه مطلب

طبقه بندی: سیاسی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 مرداد 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید

اواسط هفته گذشته یكى از دوستان سبز كه مدیرمسئول یكى از روزنامه هاى مغز پسته اى است بعد از مدت ها زنگ زد كه: «جمعه ببینیم همو!» گفتم: «در خدمتیم» گفت: پس میدون امام حسین(ع) قرار بذاریم، چون ما قراره سجاده مونو اونجا پهن كنیم!

دیروز آن دوست عزیز را كه زیارت نكردم، ولى از دیدار خیل نمازگزارانى كه صفوفشان در خیابان طالقانى به میدان فلسطین هم نرسیده بود محظوظ شدیم.

نمازگزارانى كه بسیاریشان پس از خطبه هاى سبز آقاى رفسنجانى و پیش از شروع نماز به سمت منازلشان در شمال تهران راه افتادند.

هولوكاست سبزى كه جریان روشنفكرى ایران در ائتلاف با سرمایه دارى داخلى و خارجى براى سوزاندن و انكار ۲۴ میلیون ایرانى مسلمان آغاز كرده است، دیروز شكست سنگینى را متحمل شد و به رغم فراخوان گسترده و در اختیار داشتن شبكه هاى متعدد ماهواره اى و اینترنتى و پیام هاى حماسى «رهبران جنبش مغز پسته اى» حتى نتوانست ۵ درصد رایى را كه در انتخابات تهران به دست آمده بود به این نمایش سیاسى تبلیغاتى بكشاند.

اگرچه این شكست را از زوایاى گوناگون سیاسى و جامعه شناختى مى توان تحلیل كرد، اما سطح تحلیل را مى توان تا عمق مبانى معرفتى نظام جمهورى اسلامى پیش برد. مبانى اى كه ریشه در قرآن و سیره انبیاى الهى دارد و استحكام خود را از جایى مى گیرد كه دست هیچ متوهم زیاده خواه و برترى طلبى یاراى خدشه در آن ندارد.

نماز در منظومه معرفتى آرمانى دین نقشى كلیدى و محورى دارد. قرآن در كنار تبیین و تشریع اصل نماز، صفاتى را براى نماز و نمازگزار واقعى برشمرده است كه راه سوء استفاده از این شعار مهم دین در جوامع بصیر و هوشیار را بسته است.

جامعه ایران سى سال پس از انقلاب اسلامى كه مهم ترین غایتش بیرون كشیدن اسلام ناب از زیر آوار اسلام آمریكایى با همه وجوه متحجر، التقاطى، سلطنتى آن بود به بلوغ رسیده است كه امكان ایجاد فتنه در آن با درآمیختن حق وباطل و سوءاستفاده از مظاهر و شعائر دین به حداقل رسیده است، چرا كه رویكرد انقلاب اسلامى به دین، رویكرد منظومه اى و جامع است و دین انقلاب اسلامى، همه «دین » است و ده ها هزار تن از بهترین جوانان ایران خون خود را نثار این قرائت از دین كه قرائت اهل بیت علیهم السلام است كرده اند.
سوره معارج نمازگزاران را این گونه معرفى كرده است:

المصلین الذین هم فى صلاتهم دائمون و الذین هم فى اموالهم حق معلوم اللسائل و المحروم؛

نمازگزاران كسانى هستند كه همیشه نماز مى گزارند (نه آنكه براى حفظ منافع طبقاتى یا شخصى شان به نماز روى بیاورند) و در اموالشان حتى براى محرومان و مستمندان قائلند (نه آنكه حق محرومان و مستضعفان را هم براى خود بخواهند)

نماز و زكات در ادبیات قرآنى در كنار هم هستند. یكى اتصال ملكوتى فرد است با خدا و دیگرى اتصال ملكوتى فرد است با جامعه. ارتفاع از عالم ماده و نزدیك شدن به خدا با فاصله گرفتن از مردم و ایجاد طبقه ممتازه مرفه در كنار دره هاى فقر ممكن نیست و نماز واقعى ملازم همیشگى دغدغه دیگران داشتن و تنها به منافع شخصى و طبقاتى خود نیندیشیدن است:

«اقیموا الصلواه و اتوا الزكوه» و «و یقیمون الصلوه و یوتون الزكوه» بارها و بارها در قرآن تكرار شده است و نیز «یقیمون الصلوه و ممارزقناهم ینفقون»

حركت انفاق كه جنبش جامعه مؤمنین براى پر كردن فاصله هاى اقتصادى است از ویژگى هاى اصلى نمازگزاران در قرآن محسوب مى شود.

جالب اینجاست كه بسیارى چالش هاى انبیاى الهى نیز بر سر همین قرائت از «نماز» و رابطه با خدا پیش مى آمده است. هنگامى كه شعیب(ع) خطاب به منكران آنها را به «قسط» و عدالت و شهروند درجه دو نخواندن دیگران دعوت مى كرد آنها خطاب به وى مى گفتند:

«اصلوتك تامرك ان نترك ما یعبد ءاباؤنا او نفعل فى اموالنا ما نشاء» یعنى: «آیا امتداد نماز تو به دخالت در امور مالى شخصى ما مى رسد؟» (سوره هود ۸۷)

نماز واقعى ربط وثیقى با مساله ولایت و حكومت در قرآن دارد:

«انما ولیكم الله و رسوله و الذین امنو الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزكوه و هم راكعون».

در آیه ولایت، حكومت دینى حق نمازگزاران واقعى است. یعنى آن كه نماز را بهانه و دستاویزى براى فرار از مسؤولیت هاى اقتصادى دینى نمى كند، تا چه برسد بهانه اى براى دفاع از اختلاف طبقاتى و منافع طبقه ممتازه.

امیرالمؤمنین(ع) از این جهت به ولایت برگزیده مى شود كه نمازش با دغدغه محرومان و بیچارگان همراه است و ولایت در مفهوم قرآنى پاسدار جامعیت دین است: معنویت در كنار عدالت و عدالت در كنار معنویت.
نمازى كه در منظومه معرفتى آرمانى قرآن و مكتب اهل بیت(س) تبیین شده است قابل بهره بردارى و سوء استفاده از سوى طبقه ممتازه و زیاده خواه نیست، اگر چه همواره این تمنا از سوى برترى طلبان و زیاده خواهان وجود داشته است.

ماجراى مسجد ضرار كه به دستور پیامبر (ص) تخریب شد گوشه دیگرى از اقدام عملى رسول خدا (در كنار تبیین نظرى نماز قرآنى) براى مقابله با توطئه گران است.

در نماز جمعه مستحب است كه سوره جمعه و سوره «منافقون» خوانده شود كه ضمن حفظ وحدت جامعه اسلامى از رخنه منافقان (با صفات پیچیده و ظاهرسازى ها و ریاكارى هاى متنوعشان) به فضاهاى ناب و منزه دینى جلوگیرى كند.

اما سوره دیگرى در قرآن است كه شاید مى توانست در نماز جمعه دیروز همان كاركرد را داشته باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم
ا رایت الذى یكذب بالدین فذلك الذى یدع الیتیم ولا یحض على طعام المسكین فویل للمصلین الذین هم عن صلوتهم ساهون الذین هم یرائون و یمنعون الماعون
... پس واى بر نمازگزارانى كه در نمازشان سهل انگارند.
آنها ریا مى كنند و از برخوردارى محرومان از امكانات اولیه هم مانع مى شوند.

شكست دیروز در نمکاز جمعه مغز پسته اى ها جلوه دیگرى از بى فرجامى پیوند زدن دین با منافع طبقه ممتازه است . بدعتى از سوى سردمداران این جنبش كه عمق فاصله آنها با مبانى انقلاب اسلامى را آشكار تر كرده است . انقلابى كه امامش آن را انقلاب مستضعفان و پابرهنگان مى نامد نمى تواند ابزار دست ریاكاران مغز پسته اى براى تحقق توهمات برترى طلبانه طبقه ممتازه شود .و آنها دیر یا زود خود را مجبور خواهند دید كه براى دفاع از منافع كاستى و طبقاتى شان ادبیات جدیدى دست و پا كنند.

وحید جلیلی



ادامه مطلب

طبقه بندی: سیاسی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مرداد 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید
 
***امام عزیز یادش به خیر که با تیزبینی فرمود: "اگر دشمن از شما تعریف کرد در اعمال خود نظر بیفکنید" اگر سیاسیون مدعی ما چنین می کردند، اشتباهاتی که باعث شده دشمن مکار ودروغگو استعمارگری چون انگلیس از برخی از آنها تعریف کند را با اندک تاملی می یافتند. متاسفم که میرحسین موسوی که حامی اش غربگرایان بی سیاستی چون مجاهدین ومشارکت و کارگزاران هستند، ادعای خط امامی دارد! البته محسن رضایی هم به همین روال...! امیدهایی که غربی ها به فعالیت های ضد دولت محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص و همیار هاشمی دارند، نیز قابل توجه است. فکر کنم که حق همچون خورسید روشن است گرچه برخی خورشید را در نور شمع می جویند!
***نکته جالب دیگری که خواستم شما عزیز هم به آن توجه کنید این است که هماهنگی روزی نامه ها وسیاه نامه هایی که علیه دو.لت تبلیغ می کنند را با مطبوعات شاخص دشمن انگلیسی بسیار قابل تامل است. البته دروغ هایی هم در این گزارش است از جمله اینکه اگر آرای دکتر احمدی نژاد کم بود و احتمال رای آوردن اصلاح طلبان بود، خاتمی کنار نمی کشید. اینکه رابطه بهتر میرحسین با غرب از چه نوعی خواهد بود و کدام منافع غربی ها وصهیونیست ها که نفوذ شدیدی در جهان غرب دارند چه خواهد بود... نمی دانم... البته با توجه به خاتمی هاشمی و جاسبی و حسن روحانی و کمپانی های صهیونیستی و تعلیق هسته ای و تاریخ معاصر و در یوزگی اصلاح طلبان برای غربی ها در دوران حاکمیتشان حدس هایی می زنیم... و من متاسفم برای برخی مدعیان تند عدالت و استکبارستیزی که بر خلاف منویات رهبر معظم انقلاب و واقعیت های موجود، دکتر احمدی نژاد را متهم به مسالمه با آمریکا می کنند و می گویند که احمدی نژاد استکبارستیز نیست!! اما واقعیت های جهان معاصر خود را از چشم مردمان عاقل نمی پوشاند. با هم متن خبر گاردین انگلیسی را بخوانیم و تامل کنیم:
 
روزنامه انگلیسی گاردین:پیروزی فردی مثل موسوی به نفع غرب خواهد بود!!!

یک روزنامه انگلیسی از روی کار آمدن مجدد دکتر احمدی‌نژاد ابراز نگرانی کرد و در ادامه نوشت: تاریخ به غرب ثابت کرده است که احمدی نژاد به هیچ وجه با غرب کنار نمی آید ولی اصلاح طلبان موضع نرم و خنثی تری در مقابل غرب خواهند داشت به همین دلیل اگر یک اصلاح طلب در ایران، مثل "میر حسین موسوی" رأی بیاورد به نفع غرب خواهد بود زیرا رابطه بهتری با غرب خواهد داشت.

به گزارش رجانیوز، گادرین در این گزارش که به مناسبت نام‌نویسی نامزدهای انتخاباتی در ایران منتشر کرده است، افزود: احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران به صورت رسمی برای انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران كه در 22 خرداد قراراست برگزار شود، ثبت نام كرد. این روزنامه در ادامه نوشت: میرحسین موسوی در مقایسه با احمدی‌نژادی كه خواهان ادامه و پافشاری بر ادامه برنامه هسته ای و موضع‌گیری‌های تند در قبال غرب است، بسیار ملایم و میانه‌روتر عمل می كند. وی اعلام كرده است كه اگر به عنوان رئیس‌جمهور ایران انتخاب شود، می خواهد اقتصاد ایران را "حفظ" كند. میر حسین، احمدی‌نژاد را متهم می كند كه وی ایران را به "لبه پرتگاه " كشانده است.

گاردین می‌افزاید: احمدی‌نژاد در سخنان خود گفته است: :وظیفه من این است كه به مردم اعلام كنم كه من با تما م توان خادم آن‌ها خواهم ماند." این روزنامه انگلیسی خاطرنشان کرد: انتخابات جدید آزمایش خوبی برای محك زدن رئیس‌جمهور است زیرا 4 سال پیش یعنی زمانی كه احمدی‌نژاد در سال 2005 از طرف مردم به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد، وی قول داده بود كه پول نفت را به‌طور عادلانه بین مردم تقسیم كرده و آنها را در این پول شریك كند. همچنین از ارزش های انقلابی را زنده كند. گاردین ادعا کرد: با این حال، محبوبیت احمدی‌نژاد از سوی بعضی از اصولگرایان مورد تردید و حمله قرار گرفته و آن‌ها وی را متهم به اسراف و ولخرجی منابع نفت و منزوی كردن ایران در برابر جهانیان در طول این چهار سال شده است.

در ادامه این گزارش با اشاره به اینکه میرحسین موسوی یک اصلاح طلب برجسته و رقیب احمدی نژاد است، آمده است: تاریخ به غرب ثابت کرده است که احمدی نژاد به هیچ وجه با غرب کنار نمی آید ولی اصلاح طلبان موضع نرم و خنثی تری در مقابل غرب خواهند داشت به همین دلیل اگر یک اصلاح طلب در ایران، مثل "میر حسین موسوی" رأی بیاورد به نفع غرب خواهد بود زیرا رابطه بهتری با غرب خواهد داشت. گاردین تأکید کرد: اگر یک اصلاح طلب در ایران بر سر کار آید علاوه بر کم شدن چالش های سیاسی با غرب، بسیاری از محدودیت های اجتماعی اعمال شده در زمان احمدی نژاد در جامعه ایران برداشته می شود.

این روزنامه سپس می‌افزاید: محسن رضایی، فرمانده اسبق سپاه پاسداران نیز یكی از كسانی است كه برای انتخابات 22 خرداد ثبت نام كرده و تلاش خود را بر روی برنامه های اقتصادی ایران متمركز كرده است كه این مسئله می‌تواند باعث كم كردن رأی احمدی‌نژاد شود. گاردین ادامه داد: رضایی درروز ثبت نام در كنفرانس خبری اعلام كرد: "ما برای حفظ اقتصاد كشور می آییم. این اقتصاد نیازمند تغییرات زیربنایی است كه ما با ایجاد دولت ائتلافی آن را علاج خواهیم كرد."این روزنامه خبر داد محسن رضایی که به اتهام دست داشتن در بمب گذاری سال 1994 در ساختمان مركزی یهودیان در آرژانتین از طرف پلیس اینترپل تحت تعقیب است، به سیاست خارجی احمدی‌نژاد نقد دارد و می گوید كه انكار هولوكاست از سوی احمدی‌نژاد هیچ نفعی برای ایران ندارد.



ادامه مطلب

طبقه بندی: سیاسی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 اردیبهشت 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید

1. همواره در طول تاریخ، دو جریان حق و باطل به موازات یكدیگر حركت كرده، گاهی حق بر باطل پیروز گشته و

 

گاه باطل بر حق چیره می‌شده است. در این مصاف، پیامبران، امامان معصوم(ع) و علمای مجاهد و نستوه كه

 

به منزله پیامبران بنی‌اسرائیل بلكه افضل از آن‌ها هستند، جبههِ حق را نمایندگی و در این راه، سختی‌های

 

فراوانی را تحمل كرده، تا مرز شهادت در راه خدا پیش رفته‌اند؛ از سوی دیگر طاغوت‌ها و همدستان آن‌ها،

 

منحرفان و دنیاپرستان، پیشگام جریان باطل بوده و برای نابودی جریان حق كمر همت بسته‌اند.

 

 

2 .استراتژی جریان باطل همواره این‌گونه است كه قبل از فراگیری گفتمان جریان حق، به‌صورت سخت‌افزاری با

 

آن روبه‌رو شده، با جنگ و خونریزی درصدد نابودی آن برمی آید ولی هنگام حاكمیت جریان حق، از

 

برخوردمستقیم فیزیكی دست كشیده به صورت نرم‌افزاری به مصاف با حق حاضر می‌شود! برای مثال، زمانی

 

كه هنوز پیامبر(ص) بر سرزمین مكه و منطقه جزیرة‌العرب كاملا‌ً حاكم نشده بود، ابوسفیان و همدستانش بارها

 

با جنگ‌های متعدد و توطئه‌های مختلف برای از میان برداشتن پیامبر(ص) و یارانش همصدا شدند؛ ولی

 

هنگامی‌كه مكه فتح شد و مسلمانان قدرت گرفتند، ابوسفیان و حامیانش نیز به حسب ظاهر مسلمان شدند و

 

در قالب دیگری به مبارزه با پیامبر(ص) پرداختند.

 

3. تردیدی نیست كه دشمنان برای از میان برداشتن دین حق، با شعار دین‌خواهی و با روش‌ها و ابزار دینی و

 

مذهبی وارد می‌شوند. به‌عنوان نمونه، مخالفان اسلا‌م و پیامبر(ص) در مدینه در مقابل مسجدالنبی(ص)

 

مسجدی ساختند تا از آن پایگاه برای مقابله با مسجد تقوی و جریان حق، بهره‌گیرند. این مسجد از سوی خداوند

 

عزوجل، «ضرار» نام گرفت و از پیامبر(ص) خواسته شد كه آن‌را تخریب كند. پس از پیامبر (ص) نیز  علی(ع)

 

،امام حق راکسانی خانه‌نشین كردند كه از یك طرفشعار دین و ارزش‌ها داده، خود را از همراهان پیامبر(ص)

 

معرفی می‌كردند و از سوی دیگر به برخی روش‌ها و منش‌های حضرت مثل زهد و ساده‌زیستی و پایبندی به

 

اصول، تظاهر می‌كردند. به‌راستی مگر خوارج نهروان با همین استراتژی، علی(ع) را كه اسوهِ تقوی و عدالت و

 

زهد و ساده‌زیستی بود به مصافش نرفتند؟! و آیا جز این بود كه حادثه آفرینان عاشورا با نام دین و با شعار «یا

 

خیل‌ا... اركبی و بالجنة ابشری») آن هم  پس از اقامه نمازهر به جماعت! امام معصوم حسین بن علی(ع) را با

 

بدترین وجه سر بریدند و به یكدیگر تبریك نیز گفتند؟! و آیا چنین نبود كه بنی‌عباس با همین استراتژی و ابزار،

 

امامان(ع) را یكی پس از دیگری از صحن سیاست كنار گذاشته، تحت سخت‌ترین شرایط و شكنجه‌های فراوان به

 

شهادت ‌رساندند؛ تاریخ صحبت‌های دروغین مأمون به ساحت مقدس علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) و تعابیری از قبیل

 

این‌كه «من به امام عشق می‌ورزم» را فراموش نمی‌كند.

 

4. به‌رغم فشارهای سنگین و سختی‌های فراوان، گفتمان مكتب تشیع شكل گرفت و توسعه یافت. براساس

 

همان استراتژی، دشمنان با گروه‌سازی‌های حساب‌شده در پوشش دین، در تلا‌ش بوده و هستند كه دین ناب را ا

 

ز صحنه خارج كنند. گروه‌هایی مانند وهابیت، بهائیت، صوفیه، شیخیه، و... در همین راستا طراحی شده و

 

می‌شوند. این نوع فرقه‌سازی امروز در غرب به‌مراتب بیش‌تر از شرق در حال تأسیس است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: سیاسی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 فروردین 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید
درباره وبلاگ