تبلیغات
كانون شاهد و ایثار گر دانشگاه مفید - پست های کانون شاهد دانشگاه مفید

كانون شاهد و ایثار گر دانشگاه مفید

عکس های بسیج ازدواج (تشکیل خانواده)



ادامه مطلب

برچسب ها: عکس،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 آبان 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید

تبیین دقیق یک ابداع برای تحلیل جامع و دقیق بخشی از سینما:

سینمای استراتژیک

خلاصه گفتگوبا استاد حسن عباسی درنشریه داخلی هیات اسلامی هنرمندان،آیینه هنر

حدود 60 سال پیش به دانش نظامی می گفتند فن ژنرالی. واژه استراتژی اصولا به مسائل نظامی گفته می شود ولی اخیرا در هنر و فرهنگ هم از این واژه استفاده می شود. استراتژی یک واژه یونانی است و امروزه به علم بقا تعبیر می شود. هر کشوری آن را تبیین کند در راه بقای کشورش قدم برداشته است. وقتی دو نفر با هم دشمنی می کنند. نفر اول لیستی از ضعف های نفر دوم تهیه می کند  و بعد تهدیدات را بر مبنای نقاط ضعف اعمال می کند.

در داستانهای اساطیری یونان فردی به نام آشیل وجود دارد که نقطه ضعفش زرد پی بالای پاشنه اش بود که این زرد پی را هم اکنون آشیل می خوانند. جز این نقطه از هیچ نقطه از بدنش آسیب نبود و دشمنش پاریس از همین نقطه به او آسیب رساند. در شاهنامه ما هم آدمی هست به نام اسفندیار که در حین رویین تن شدن تمام بدنش را داخل آب رویین تنی کرد و برای نسوختن چشمش پلکش را بست و در نتیجه چشمش رویین تن نشد و از همین نقطه آسیب دید. رستم در مواجهه با اسفندیار تیر دو زبانه به چشم او پرتاب می کند چون نقطه ضعف دشمن را می دانست. یهودیان هم در اسطوره های خود فردی دارند به نام سامسون که قدرت مافوق اش در موهایش بود. وقتی با دلیله روبرو می شود و عاشق او می شود مشخص می شود که در صورت نداشتن مو سامسون هیچ قدرتی نخواهد داشت و پس بنا به درخواست عشقش که واقف به این قضیه بود موهایش را می تراشد  و از همین زاویه نیز آسیب می بیند.

در فرهنگ وایکینگ ها و اسکاندیناوی فردی هست به نام زیگفرید که با برگی چسبیده به کمرش معروف است. وی در حین رویین تن شدن روی زمین مایع رویین تنی غلت خورد و در نقطه ای برگی به کمرش چسبیده و در نتیجه مایع به آن قسمت نمی رسد و همین نقطه می شود نقطه ضعفش و از همین ناحیه خنجر می خورد  . اینها همه داستانهایی اند که به صورت نمادین به ما نشان می دهد که هر فردی نقطه ضعفی دارد و در مقیاس بزرگتر کشورها هم دارای نقایصی هستند که رقبا و دشمنان از آنها استفاده بهینه می کنند.

نقطه مشترکی که در همه قهرمانان اسطوره ای بالا دیده می شود این است که حرص و طمع دارند. ضعف اساسی بشر از ابتدا طمع و حسد و کبر بوده است . هر کشوری که به این ضعف ها رسید و طغیان کرد شکست سهمگینی خواهد خورد . آمریکا نیز به استکبار رسیده و از همین نقطه ضعف شکست خواهد خورد. ما سه نوع تهدید داریم که دشمنان مستکبر بر سر ما و امثال ما پیاده می کنند.

1 – تهدید سخت: جنگ و تهدیدات نظامی را می گویند.

2 – تهدید نیمه سخت: سیاسی اقتصادی است و گماشتن حکومت دست نشانده و وارد کردن مواد مخدر و ... و ضعیف کردن کشور ها از داخل

3-تهدید نرم:تصرف مغزهاوقلبهاست که به تسخیرمغزها خلاصه شده است:HEART’S & MIND’S BATTLE FIELD

راه تصرف قلب ایجاد عشق و نفرت است و راه تصرف مغز ایجاد شبهه و شک و یقین است که از دومی بیشتر استفاده می کنند. در سینمای استراتژیک تهدید نرم و راه تصرف مغز پیگیری می شود. قبل از سینما، ادبیات استراتژیک انگلستان این مقوله را دنبال می کرد.

داستان رابینسون کوروزوئه را تقریبا همه شنیده اید که از روی آن چندین فیلم هم ساخته شده است . داستان مردی است که در جزیره ای گیر می افتد و با آدم خواران آنجا رابطه برقرار می کند و بعد از آن از جزیره فرار می کند. ابتدا رابینسون را کافر می پندارند ولی به مرور این رابینسون است که آنها را تربیت می کند. این داستان زمانی نوشته شد که آفریقا و استرالیا و هندوستان و آمریکا دست انگلیس بود. محاسبه کنید این داستان چقدر در توجیه صاحبان اصلی سرزمین های اشغال شده مورد نیاز و مفید بوده است. معروفترین داستان استراتژیک سفرهای گالیور است. در این داستان هم دنیای اطراف یک سفید پوست لی لی پوتی و کوچک و کف دستی دیده می شود که نجات می یابند. در داستان اصلی صحنه ای هست که شاه لی لی پوت در حال سوختن است . گالیور وسیله ای برای خاموش کردن او نمی یابد پس بر روی شاه ادرار می کند. همسر شاه خطاب به گالیور می گوید که چرا این جسارت را کردی ؟ گالیور در جواب می گوید اگه این کار رو نمی کردم شاه می سوخت. پدر معنوی نئو کانسرواتیست ها یا نئو محافظه کاران لوی اشتراوس بود که ریشه این قشر را تربیت کرد. وی علاقه خاصی به داستان گالیور داشت. سال 1382 مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه زمان کلینتون در خطابی به جمهوری خواهان گفت:"چرا شما به دنیا نگاه لی لی پوتی و گالیوری دارید؟"

(قلعه حیوانات جرج اوروول هم جزو این نوع ادبیات است.)

تارزان قصه ادگار باروز است در 1912 خلق شد . 22 مجموعه کتاب به 56 زبان در 15 میلیون کپی انتشار یافت. نگاه نژاد پرستانه و توجیه برتری سفید پوستان در یان داستان دیده می شود.

فیلم پوکوهانتس انیمیشنی است که دختر و پسر سرخپوستی را در شمال آمریکا نشان می دهد  که قرار است با هم ازدواج کنند . ولی وقتی انگلیسی ها به این سرزمین می آیند پسر موبلوند چشم آبی دل دختر را می برد. زن اصولا نماد سرزمین است (مام میهن و نماد عقیده. عقیده نیز مونث است )

در اکثر فیلمهای استراتژیک در کنار یک مرد آمریکایی دختری غیر آمریکایی تسخیر می شود و با این کار گویی تسخیر سرزمین دختر را القا می کنند. سری فیلمهای جنگ عراق و ویتنام و ... همه نشان دهنده این مقوله هستند. رمبو یک دزد است. از جنگ ویتنام برگشته. او یک افسر نیروهای ویژه هوابرد است. انسانی ناراحت و ناراضی که جامعه آمریکا را به هم می زند. می خواهند آن سرکوب و ذلالت و تحقیر به وجود آمده را با دادن این قدرت و ابهت به سربازان جبران کنند که یک تنه ارتشی را حریف اند. در سری فیلمهای رمبو وی به ماموریت های مختلف فرستاده می شود تا غرور از دست رفته را بازگرداند.

در سری فیلمهای راکی هم رینگ بوکس محل رقابت های بین المللی بود که راکی از آمریکا همه را شکست می دهد و در راکی 3 هم که دولف لانگرن از روسیه رقیبش بود . راکی تمرین کرده در طبیعت با دولف لانگرن دوپینگ کرده و تمرین کرده با تکنولوژی در گیر می شود و راکی پیروز می شود.

مجموعه های دیگر سری فیلمهای دلتا فورس با بازی چاک نوریس بودند. نیروی دلتا فورس همان نیرویی است که در طبس زمین گیر شدند. چارلی بکویت فرمانده این عملیات بود. تا زمان مرگش غم شکست عجیب  این ماموریت رهایش نمی کرد. این فیلمها برای برقراری اعتبار دلتا فورس ساخته می شدند. چاک نوریس هم خودش افسر سابق نیروی هوایی امریکا بود. در جنگ با کره 1953 شرکت داشت. در این سرزمین ورزش تانگ سودو را از پیرمردی کره ای یاد گرفت و در آمریکا آن را بسط داد. وی زمان جمهوری خواهان و رونالد ریگان هنرپیشه بود. در این فیلمها نیز آمریکا هر وقت با کشوری مشکل داشت به آن می پرداخت و نیروهای شر فیلمش را تامین می کرد. در شماره 2 این سری فیلمها با باند موادمخدر پانامایی روبرو می شوند . آن سالها با پاناما مشکل داشتند و با این فیلم چهرهای کریه از پاناما نشان دادند تا گیر دادن به این کشور را توجیه کنند . چند ماه بعد پاناما واقعا اشغال شد.

کارتون هایی مثل خانواده دکتر ارنست و مهاجران و .. که در راستای مهاجرت انگلیسی ها به استرالیا ساخته شد در جهت نشان دادن چهره مهربانی از مهاجرین متمدن بودند . اینکه ساکنان اولیه استرالیا رئوف بودند و با صلح و آرامش در آنجا سکونت کرده اند. در حالی که در تاریخ ثبت است که پوست قوم تاسمانی را کندند و بعد استرالیا اشغال شد. ( از قدیم گفته اند تاریخ را قوم غالب می نویسند.)

البته سینمای استراتژیک تا حدودی می تواند پیشتاز باشد. بعدها به علت وجود نقطه ضعف های فراوان در پشتوانه ایدئولوژی اش به ضد خود تبدیل می شود. مثلا همین رمبوها زمانی دنیا را تسخیر کرد و ارتش و سرباز آمریکایی را به عرش برد ولی وقتی دنیا می بیند که همین ارتش پیشرفته تر از پس یک شیره ای لاغر مردنی به نام بن لادن بر نمی آید تمام دودمان آنها به باد می رود. در نتیجه موج نفرت روز به روز نسبت به سیاست های خصمانه آمریکا را فرا می گیرد.

آمریکا از سیستم گوبلز استفاده می کند. ژنرال گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر بود. یک استراتژی داشت. او می گفت:"دروغ بزرگ بگویید. دروغ هرچه بزرگتر باشد باور پذیر تر است." البته این محل تامل است. 

آمریکا، چهار چیز را دنبال می کند: ۱-دموکراسی۲- تحقق لیبرالیزم (که در ایران اشتباها آزادی تلفظ می شود) ۳-هیومن رایتز(که در ایران به غلط حقوق بشر ترجمه می شود) ۴-جامعه مدنی. سینمای استراتژیک تحقق این چهارعنصر را دنبال می کندو کار دیگر و مهمتر ترویج سبک زندگی آمریکایی است. AMERICAN LIFE STYLE   آمریکا این چند راه را دنبال می کند ولی می بینید که با قطر و عربستان و بحرین و کویت و امارات و اردن و مصر  و مغرب و مراکش و تونس که همگی دیکتاتورند دوست تر است. پس آمریکا دروغ می گوید. اگر آمریکا خواهان استقلال و آزادی کشور هاست باید سریع با اینان قطع رابطه کند . چرا نمی کند و دخالت می کند  ؟ آمریکا کاری ندارد که در این کشورها زن حق رای دارد یا نه. حقوق بشر رعایت می شود یا نه . ولی در ایران همکلام دختری است که خواهان رفتن به استادیوم است و از موضع فلان دانشجو که حرفی زده و خود نیز نمی داند چه گفته حمایت می کند  . اگر آمریکا به مردم عراق می گفت قصد داریم به کشورتان حمله کنیم و صدام را برداریم ولی از هر 27 نفرتان 1 نفر را خواهیم کشت آیا مردم عراق قبول می کردند؟

در زمینه مواد مخدر منابع را به سه دسته تقسیم کرده اند: تامین مواد مخدر برای دو میلیارد نفر از کلمبیا. دو میلیارد نفر از افغانستان و دو میلیارد نفر از لائوس و کامبوج. این سه منبع را برای سست کردن اراده جوانان نباید از دست دهند پس زیر زمینی با آنها هماهنگ هستند. این برنامه در پی منازعات کم شدت تعریف می شود که برایش برنامه ریزی های کلان کرده اند. هدف مدیریت بر مردمان جاهل و ضعیف است و بس. در حوزه سبک زندگی آمریکایی 22برابر تولیدات سالیانه هالیوود فیلم پورنو (سکسی شدید)  است. اف بی ای حامی این آثار است و معاونت اجتماعی این نهاد همه این آثار را می بیند و تایید می کند. آرم رعایت کپی رایت را می زنند و با رقبای غیر خود هم می جنگند. با این وجود خود را نجات دهنده بشر معرفی می کنند و از اخلاق گرایی دم می زنند. تبلیغ می کنند که آمریکا کشور فرصت هاست و بی قید و آزاد است و نوع زندگی متعالی در آن جریان دارد.

از این سو مردم دنیا را از اسلام رهایی بخش انسانها می ترسانند و واژه ISLAM FOBIA (اسلام هراسی) را تولید می کنند ولی وقتی به یهود می رسند از واژه ANTI SEMITISM ضد یهود گرایی صحبت می کنند. اسلام می شود ظالم و یهود می شود مظلوم. فیلم های مروج هولوکاست و مظلومیت نمایی یهودیان وصهیونیست ها در همین راستا ساخته می شود.

آمریکا را با همه ندانم کاری هایش مدینه فاضله معرفی کردند و لیبرالیزم را آخر دنیا و معنویت و همه چی جار زدند. می گویند همه به سوی لیبرالیزم باز می گردند و هرجاباشید به آن خواهید رسید. طبق نظریه مارکس که می گفت دین افیون توده هاست اعتقاد دارند که دین اراده را از جامعه می گیرد. اتوپیا را منتفی کرده اند و همه را به لیبرالیزم محدود کرده اند. می گویند حقیقتی وجود ندارد. تلاش نکنید که به آن برسید. اگر هم برسید مطلق گرا و انحصار گرا خواهید شد. پس می شوید فاشیست.

در فریاد مورچگان مخملباف چنین دیالوگی آمده است که می گوید: من با هرکس که به حقیقت رسیده مشکل دارم. چون کسی که به حقیقت می رسد فاشیست می شود.

جامعه آرمانی را به راحتی با جامعه هیتلری که برگرفته از افکار هگل و نیچه بود مقایسه می کنند. در حالی که نمی بینند این آمریکاست که خودش انحصار گر و فاشیست و متوهم شده است. به این دلیل آمریکا پیشروی ندارد و درجا می زند و به پوچی رسیده است. دائما هم اسلام و ایران را مزاحم معرفی می کنند و به بن بست رسدن خود را این چنین توجیه می کنند.

انسان ابتدا خدا گرا بود (تئوئیسم) و بعد انسان گرا شد (اومانیسم) ولی چون مصداق انسان گرایی 6 میلیارد انسان بود و باید به این 6 میلیارد انسان احترام گذاشته می شد این مرحله را نیز گذر کردند و به خود گرایی ( اگوییسم ) رسیدند و حالا از این مرحله نیز گذر کرده و به شیطان گرایی (سیطانیسم) و استکبار رسیده اند. همین شیطان گرایی را لعاب دینی می دهند و می شود کابالیسم یا عرفان یهودی

تمام موعود گرایی شان این است که بگویند دنبال هیچ منجی نباشید. نابودی و پوچی که در فیلمها از ان دم می زنند  نتیجه احساس نابودی و پوچی خودشان است که به آخرالزمان نسبت می دهند. خودشان به آخر الزمان حکمرانی خود رسیده اند و در حال گرفتن ختم آن هستند.

***تلخیص از دوست بزرگوارم حمید در وبلاگ سینمای ایران و جهان با حمید خان با عنوان: مقدمه ای بر سینمای استراتژیک(منجی سلطه گر 1+12) 

***پیشنهادمی کنم متن کامل رادر ۲۷صفحه بخوانید: فایل پی.دی.اف را از این آدرس میتوان ذخیره کرد: http://andishkadeh.ir/documents/download.aspx?id=2083&fn=sc.pdf و http://www.andishkadeh.ir/news/content/?n=17 

***درباره سینمای استراتژیک، سایت راسخون نیز مقالات متعددی را گردآوری کرده است که در این آدرس ها ببینید: http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-1.aspx  و  http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-2.aspx  و http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-3.aspx  و http://www.rasekhoon.net/Article/Category-21791-4.aspx



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 مهر 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید

حاشیه ای بر بایگری جدید!!!

تشیع با اشاره معصومین علیهم السلام از همان ابتدا بر گرد عالمان عامل و محدثان صادق شكل گرفت و در دوره غیبت صغرى وكبرى فهم فقیهانه در كنار صیانت نفس و شجاعت براى حفظ دین معیارهاى اصلى خط امامت اعلام گردید. (من كان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدینه...)

ولایت اگرچه در برخى دیگر از نحله هاى اسلامى نیز (با تعاریف معنوى خاص) به شكل پررنگ مورد توجه بود اما از آنجا كه صرفاً بر دریافت هاى شهودى و بسترهاى معنوى متكى شد نه ازامكان اثبات و ترویج و نقد استدلالى برخوردار بود و نه رخنه مدعیان دروغین و معنوى نمایان كورباطن در آن چاره اى داشت. از مهم ترین ویژگى هاى جریان معنویت منهاى فقاهت، شعبه شعبه شدن پیاپى و شكل گیرى فرقه هاى باطنى بسیار متنوع و متكثر است. در حالى كه امامت شیعى معنویت را در بسترى اجتماعى و براى شكل گیرى نظام اجتماعى- سیاسى هدایت مى كند و حاصل تجربه هاى معنوى فردى را برگرد فهمى فقیهانه و مستدل متحد كرده و به حركتى هدفمند و اجتماعى مى كشاند. اقطاب معنوى بیرون از دایره تشیع حداكثر به حلقه هایى محدود و جمعى (ونه اجتماعى) مى انجامد كه چه بسا رقابت هاى آشكار ونهان نیز بر سر مریدیابى و مرادبازى با هم دارند. از امتیازات تشیع همین «جمع» فقاهتى بین معنویت و عدالت (وفرد و جامعه) است.

***

اگرچه طى قرون هیچ گاه شمع مكتب «جمع » فرو نمرده بود، سرانجام با عبور از گردنه هاى بسیار در طلیعه قرن پانزدهم هجرى با محوریت «فقیهى عارف و مجاهد» در چارچوب نظام ولایت فقیه به صورت بندى محكم و دقیق خود رسید. رخنه در این منظومه معرفتى- معنوى- اجتماعى ممكن نیست جز به برهم زدن توازن در اجزاى این مجموعه. در هفته هاى اخیر انواع تلاش ها براى رخنه در این منظومه و متلاشى كردن آن را شاهد بودیم. از كسانى كه در رداى مرجعیت فقهى به استفتائات بى بى سى پاسخ مى گفتند تا جیره خواران ملكه اعظم را از بلاتكلیفى شرعى به در آورند تا آنها كه خود را انقلابى و عدالتخواه معرفى مى كردند و جهاد خویش را با همراهى رضا پهلوى و مریم قجر در برابر نظام اسلامى پى مى گرفتند. و در روزهاى اخیر نیز كسانى كه با ظاهرى معنوى و زلال! راه هاى میان بر براى رسیدن به امام زمان (عج) را در برابر ولایت فقیه پیشنهاد مى كردند.

***

شاید «بابیت» تاكنون مهم ترین راهكار یا شاهكار بریتانیا براى مقابله با پیشروترین جریان اسلامى یعنى تشیع باشد. انگلیسى ها كه نوك پیكان استعمارگرى در منطقه خاورمیانه و شبه قاره بوده اند همواره كوشیده اند تا با شناخت دقیق امتیازات امت اسلامى، آنها را خنثى و در مواردى حتى به ضد خود تبدیل كنند. فتنه بابیت در ایران یكى از بارزترین نمونه هاى مكر و تزویر بریتانیاست كه بر مهار اصلى ترین محور و موتور حركت تشیع یعنى اندیشه امامت و مهدویت متمركز شده است. على محمد باب مدعى آن بود كه درى به خانه امام زمان(عج) كشف كرده است كه مى توان به بهانه آن از شاهراه اصلى تشیع خارج شد و زودتر به مقصد رسید. و البته «باب» كه در ابتدا قرار بود درى باشد به خانه خورشید، كم كم تونلى شد به پستوهاى كاخ باكینگهام و سرداب هاى كنیسه هاى صهیونیسم. او كه قرار بود نزدیك ترین مسیر باشد به مهدى (عج) از قضا دورترین از كار درآمد و بى ربط ترین!

طرفه آنكه انگلیسى ها در مقابل بابیتى كه خود تاسیس كرده بودند گروه دیگرى را علم كردند كه خود بابیت دیگرى را ترویج مى كرد. انجمن حجتیه كه از دشمن ترین دشمنان نایب امام زمان (عج) در احیاى شاهراه تشیع بود نه تاب فقاهت داشت و نه حال جهاد. مهم ترین تكلیف شرعى این بابى هاى جدید(در پوشش مبارزه با بهائیت) خلوت كردن شارع جهاد از طریق فراخوان به درهاى پشتى براى ملاقات با امام زمان بود. رابطه با مهدى (عج)؛ رابطه اى بود فردى و معنوى كه از هزارهایش هم حركتى اجتماعى و سیاسى شكل نمى گرفت و چالشى با طاغوت نتیجه نمى شد. در این رویكرد امام زمان (عج) بزرگ تر و پرشكوه تر و منزه تر از آن بود كه نایبى داشته باشد و به جهادى كه خود مستقیماً و عیناً فرمانده آشكار و حاضرش نباشد امر كند. مثل آنكه امیرالمؤمنین(ع) مالك را به مصر یا سیدالشهدا(س) مسلم را به كوفه فرستاده باشد و خیل شیعیان بى اعتنا به نایب و نماینده امام هریك به دنبال ذكرى معنوى و حالتى ملكوتى براى ارتباط مستقیم با امام غایب باشند و گمان برند كه دیدن روى امام آخركار و منتهاى كمال است غافل ازآنكه چه بسیار مقربان و نزدیكان و بینندگان و تماشاگران چهره نورانى ائمه كه تماشاگر محض ماندند و جهنمى شدند.

***

فتنه بابیت در یكى دو دهه اخیر به مدد صورت موجه و معنوى خود ابعاد تازه اى پیداكرده است. تو گویى جمهورى اسلامى ذاتاً نسبتى با موعود و مهدویت ندارد و گروهى كه عمدتاً هم ریشه هاى انجمنى دارند آمده اند تا اند یشه مهدویت را احیا كنند! روش احیاى مهدویت هم آن است كه با علم كردن بحث هاى معنوى و به هم بافتن شایعات و شنیده ها، كراماتى براى بعضى اهل معنا كه مستقیما از در پشتى به خانه خورشید راه پیدا كرده اند نقل كنیم و اقشار به اصطلاح مذهبى را«فردفرد» به سوى شخص مهدى(عج) ونه آرمان و رسالت او روانه كنیم. نظریه «بابیت» یا «در پشتى» با سوءاستفاده از احساسات محبان اهل بیت به بهانه نشان دادن راه هاى سریع تر و مطمئن تر، نوعى دیندارى و ولایتمدارى اختصاصى را باب مى كند كه كم كم به استغنا از مسیر امامت مى انجامد. امامت كه قرار بوده محور تجمیع و تراز تجربه هاى فردى براى تسریع در سلوك و حركت جمعى و اجتماعى و جهانى مؤمنین به سوى جامعه و جهان ایده آل باشد در این رویكرد انحرافى به بهانه اى براى انفراد و انشعاب تبدیل مى شود. امام خمینى با بستن درهاى انحرافى، دروازه بزرگ انتظار را در عصر جدید گشود و شاهراه ظهور را با فهم دقیق و فقیهانه خود از مكتب اهل بیت علیهم السلام و معنویت عمیق عدالتخواهانه اى كه از اجداد طاهرینش به ارث برده بود نشان داد. تاریخ معاصر تشیع نشان داده است كه صادق ترین و برجسته ترین محبان و پیروان حضرت صاحب الامر تربیت یافتگان «مكتب ولایت فقیه» خمینى اند و جدى ترین دشمنان نایب امام زمان (عج)، مدعیان بابیت در هر دو روایت بهایى گرى و انجمن حجتیه اى آن. اگر كرامت در نگاه آنان در خواب دیدن است و شفا دادن و پیشگویى كردن و جفت شدن كفش پیش پا و... كرامت بزرگ امام خمینى بستن باب «بابى گرى» و گستراندن جبهه اى در اندازه آرمان هاى مهدوى و در افتادن با شیطان بزرگ و به راه انداختن جنگ جهانى فقر و غنا و مستضعفین و مستكبرین است. ولایت فقیه نخواهد گذاشت دستاوردهاى تاریخى تشیع در انقلاب اسلامى دستخوش فتنه هاى جریان ارتجاعى و استعمارى بابى گرى شود...

                                                                                                                                          وحید جلیلی



ادامه مطلب

طبقه بندی: سیاسی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 مرداد 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید

اواسط هفته گذشته یكى از دوستان سبز كه مدیرمسئول یكى از روزنامه هاى مغز پسته اى است بعد از مدت ها زنگ زد كه: «جمعه ببینیم همو!» گفتم: «در خدمتیم» گفت: پس میدون امام حسین(ع) قرار بذاریم، چون ما قراره سجاده مونو اونجا پهن كنیم!

دیروز آن دوست عزیز را كه زیارت نكردم، ولى از دیدار خیل نمازگزارانى كه صفوفشان در خیابان طالقانى به میدان فلسطین هم نرسیده بود محظوظ شدیم.

نمازگزارانى كه بسیاریشان پس از خطبه هاى سبز آقاى رفسنجانى و پیش از شروع نماز به سمت منازلشان در شمال تهران راه افتادند.

هولوكاست سبزى كه جریان روشنفكرى ایران در ائتلاف با سرمایه دارى داخلى و خارجى براى سوزاندن و انكار ۲۴ میلیون ایرانى مسلمان آغاز كرده است، دیروز شكست سنگینى را متحمل شد و به رغم فراخوان گسترده و در اختیار داشتن شبكه هاى متعدد ماهواره اى و اینترنتى و پیام هاى حماسى «رهبران جنبش مغز پسته اى» حتى نتوانست ۵ درصد رایى را كه در انتخابات تهران به دست آمده بود به این نمایش سیاسى تبلیغاتى بكشاند.

اگرچه این شكست را از زوایاى گوناگون سیاسى و جامعه شناختى مى توان تحلیل كرد، اما سطح تحلیل را مى توان تا عمق مبانى معرفتى نظام جمهورى اسلامى پیش برد. مبانى اى كه ریشه در قرآن و سیره انبیاى الهى دارد و استحكام خود را از جایى مى گیرد كه دست هیچ متوهم زیاده خواه و برترى طلبى یاراى خدشه در آن ندارد.

نماز در منظومه معرفتى آرمانى دین نقشى كلیدى و محورى دارد. قرآن در كنار تبیین و تشریع اصل نماز، صفاتى را براى نماز و نمازگزار واقعى برشمرده است كه راه سوء استفاده از این شعار مهم دین در جوامع بصیر و هوشیار را بسته است.

جامعه ایران سى سال پس از انقلاب اسلامى كه مهم ترین غایتش بیرون كشیدن اسلام ناب از زیر آوار اسلام آمریكایى با همه وجوه متحجر، التقاطى، سلطنتى آن بود به بلوغ رسیده است كه امكان ایجاد فتنه در آن با درآمیختن حق وباطل و سوءاستفاده از مظاهر و شعائر دین به حداقل رسیده است، چرا كه رویكرد انقلاب اسلامى به دین، رویكرد منظومه اى و جامع است و دین انقلاب اسلامى، همه «دین » است و ده ها هزار تن از بهترین جوانان ایران خون خود را نثار این قرائت از دین كه قرائت اهل بیت علیهم السلام است كرده اند.
سوره معارج نمازگزاران را این گونه معرفى كرده است:

المصلین الذین هم فى صلاتهم دائمون و الذین هم فى اموالهم حق معلوم اللسائل و المحروم؛

نمازگزاران كسانى هستند كه همیشه نماز مى گزارند (نه آنكه براى حفظ منافع طبقاتى یا شخصى شان به نماز روى بیاورند) و در اموالشان حتى براى محرومان و مستمندان قائلند (نه آنكه حق محرومان و مستضعفان را هم براى خود بخواهند)

نماز و زكات در ادبیات قرآنى در كنار هم هستند. یكى اتصال ملكوتى فرد است با خدا و دیگرى اتصال ملكوتى فرد است با جامعه. ارتفاع از عالم ماده و نزدیك شدن به خدا با فاصله گرفتن از مردم و ایجاد طبقه ممتازه مرفه در كنار دره هاى فقر ممكن نیست و نماز واقعى ملازم همیشگى دغدغه دیگران داشتن و تنها به منافع شخصى و طبقاتى خود نیندیشیدن است:

«اقیموا الصلواه و اتوا الزكوه» و «و یقیمون الصلوه و یوتون الزكوه» بارها و بارها در قرآن تكرار شده است و نیز «یقیمون الصلوه و ممارزقناهم ینفقون»

حركت انفاق كه جنبش جامعه مؤمنین براى پر كردن فاصله هاى اقتصادى است از ویژگى هاى اصلى نمازگزاران در قرآن محسوب مى شود.

جالب اینجاست كه بسیارى چالش هاى انبیاى الهى نیز بر سر همین قرائت از «نماز» و رابطه با خدا پیش مى آمده است. هنگامى كه شعیب(ع) خطاب به منكران آنها را به «قسط» و عدالت و شهروند درجه دو نخواندن دیگران دعوت مى كرد آنها خطاب به وى مى گفتند:

«اصلوتك تامرك ان نترك ما یعبد ءاباؤنا او نفعل فى اموالنا ما نشاء» یعنى: «آیا امتداد نماز تو به دخالت در امور مالى شخصى ما مى رسد؟» (سوره هود ۸۷)

نماز واقعى ربط وثیقى با مساله ولایت و حكومت در قرآن دارد:

«انما ولیكم الله و رسوله و الذین امنو الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزكوه و هم راكعون».

در آیه ولایت، حكومت دینى حق نمازگزاران واقعى است. یعنى آن كه نماز را بهانه و دستاویزى براى فرار از مسؤولیت هاى اقتصادى دینى نمى كند، تا چه برسد بهانه اى براى دفاع از اختلاف طبقاتى و منافع طبقه ممتازه.

امیرالمؤمنین(ع) از این جهت به ولایت برگزیده مى شود كه نمازش با دغدغه محرومان و بیچارگان همراه است و ولایت در مفهوم قرآنى پاسدار جامعیت دین است: معنویت در كنار عدالت و عدالت در كنار معنویت.
نمازى كه در منظومه معرفتى آرمانى قرآن و مكتب اهل بیت(س) تبیین شده است قابل بهره بردارى و سوء استفاده از سوى طبقه ممتازه و زیاده خواه نیست، اگر چه همواره این تمنا از سوى برترى طلبان و زیاده خواهان وجود داشته است.

ماجراى مسجد ضرار كه به دستور پیامبر (ص) تخریب شد گوشه دیگرى از اقدام عملى رسول خدا (در كنار تبیین نظرى نماز قرآنى) براى مقابله با توطئه گران است.

در نماز جمعه مستحب است كه سوره جمعه و سوره «منافقون» خوانده شود كه ضمن حفظ وحدت جامعه اسلامى از رخنه منافقان (با صفات پیچیده و ظاهرسازى ها و ریاكارى هاى متنوعشان) به فضاهاى ناب و منزه دینى جلوگیرى كند.

اما سوره دیگرى در قرآن است كه شاید مى توانست در نماز جمعه دیروز همان كاركرد را داشته باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم
ا رایت الذى یكذب بالدین فذلك الذى یدع الیتیم ولا یحض على طعام المسكین فویل للمصلین الذین هم عن صلوتهم ساهون الذین هم یرائون و یمنعون الماعون
... پس واى بر نمازگزارانى كه در نمازشان سهل انگارند.
آنها ریا مى كنند و از برخوردارى محرومان از امكانات اولیه هم مانع مى شوند.

شكست دیروز در نمکاز جمعه مغز پسته اى ها جلوه دیگرى از بى فرجامى پیوند زدن دین با منافع طبقه ممتازه است . بدعتى از سوى سردمداران این جنبش كه عمق فاصله آنها با مبانى انقلاب اسلامى را آشكار تر كرده است . انقلابى كه امامش آن را انقلاب مستضعفان و پابرهنگان مى نامد نمى تواند ابزار دست ریاكاران مغز پسته اى براى تحقق توهمات برترى طلبانه طبقه ممتازه شود .و آنها دیر یا زود خود را مجبور خواهند دید كه براى دفاع از منافع كاستى و طبقاتى شان ادبیات جدیدى دست و پا كنند.

وحید جلیلی



ادامه مطلب

طبقه بندی: سیاسی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 مرداد 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید

دعوا سر تقلب در انتخابات نیست؛ این زخم، کهنه‌تر از این حرفهاست، چرک و عفونت‌هایی که از لای این زخم خارج شدند، قدمتی 20 ساله دارند، به وسعت سکوت میرحسین موسوی، به تعداد سال‌هایی که از هجرت روح فرسای روح خدا (قدس سره) گذشت و دقیقاً به اندازه ثانیه‌هایی که ردای ولایت و زعامت قوم بر قامت آن سلاله پاک پیامبر اعظم(ص) و امام حسین(ع)، نهاده شد و چه اسم با مسمایی دارد این ولی؛ "سیدعلی"!

علی(ع)، آیه و علامتی پرمعناست. در دل این واژه 3 حرفی چه جاذبه و دافعه‌هایی که وجود ندارد؛ از سلمان فارسی و مالک اشتر و عمار یاسر گرفته تا...؛ تا زبیر بن عوام و طلحه بن عبدالله و عایشه و...

تا قبل از هجرت روح فرسای حبیب خدا(ص)، طلحه که طلحةالاسلام بود و زبیر، سیف‌الاسلام، در جنگ‌های متعدد با شمشیر و کمان‌هایشان با همسنگرانی چون عمار و سلمان و ابوذر چه غم و غصه‌ها که از سیمای پیامبر اکرم و شریعت نوپای اسلام نزدودند، آنان از کودکی با علی(ع) بزرگ شده بودند، تا آن که رسول الله رفت...

چهاردهم خردادماه هم فرا رسید، همانگونه که بیست‌وهشتم صفر فرا رسید. «انا لله و انا الیه راجعون. روح بلند و ملکوتی پیشوای مسلمانان جهان حضرت امام خمینی(ره) به ملکوت اعلی پیوست...»

امام رفت اما انگار تاریخ باید تکرار شود؛ شتر سرخ موی قدرت طلبی و تفاخر و اشرافیت دوباره بیدار شده بود و از دل تاریخ پای به انتهای دهه 60 ه.ش گذاشته بود؛ آقای خامنه‌ای؟ رهبری؟ ما آقا بزرگ هستیم! من همیشه کنار امام بودم، امام همیشه از من مشورت می گرفت، امام همیشه منتظر می ماند تا ببیند نظر من چیست و آن گاه تصمیم می گرفت، من نمایندگی از امام برای محاسبه وجوهات داشته ام، امام همیشه مرا با نام کوچک خطاب می کرد، امام من را فرزند فاضل خودش معرفی کرد، من، امام... من، امام... من...! امکان ندارد بگذاریم این صفت‌ها جابجا شود، ما آقابزرگ خواهیم ماند.

اما نشد! تیر آخری ترکش‌اشان هم کارگر نیفتاد؛ خبرگان به شورای رهبری رأی نداد و سقیفه در سقیفه باقی ماند و بر گارانتی خودساخته و مادام‌العمر آقابزرگان خودخوانده، مهر "باطل شد"، خورد.

گذشت و گذشت و 16 سال هم گذشت، هر چند وقت یک‌بار یک بچه جمل در جایی و مسئله ای ظهور پیدا می کرد. یک دم خواستند جام زهری دوباره به دست رهبری دهند، زمان دیگری دانشگاه را به خون می کشیدند!، خرم‌آباد را به هم ریختند، رقاصه ارمنی به ایران آوردند، کنفرانس برلین، مطبوعات زنجیره‌ای، قتلهای زنجیره‌ای و...

اگرچه آقابزرگ نبودند اما هنوز هم عکس های یادگاری‌اشان با امام(ره) برایشان نان آور بود و با سوء استفاده از آن شمشیر زدن‌ها و کمان کشیدن‌هایشان، سیستم یکی ما یکی رهبری و اگر کمی منصف‌تر بودند یکی ما دو تا رهبری را دنبال می‌کردند. خون دل‌ها خورده شد، رنج‌ها کشیده شد تا در این بقالی بسته شد و بدیهی‌ترین شعار اسلام و انقلاب یعنی عدالت دوباره به‌عنوان مطالبه عمومی مطرح شد و مردم، کسی را به‌عنوان مجری این شعار برگزیدند که در برابر ولایت فقیه ادعای "انا رجل" نداشت، او ملازم رکاب امام نبود اما بوی خوش سیب اویس قرنی را می‌داد، اویس پیامبر را ندید لکن در معرفت و ولایت‌پذیری انگار قرن‌ها بود که از طلحه و زبیر جلوتر بود. او همه چیز را برای رهبرش می‌خواست. «رییس‌جمهور: ما حاضریم شب و روز بدویم و برای كشور كار كنیم، موفقیت‌ها، پیشرفت‌ها را به نام رهبری و مردم بنویسند اما همه‌ی مشكلات به پای احمدی‌‍‌نژاد نوشته شود.»

دیگر کارد به استخوان رسیده بود، کارد که به استخوان برسد، دیگر جای مصلحت اندیشی نیست، باید کار را تمام کرد. سناریوی یک جمل تمام عیار نوشته شد. «اگر تقلب بشه، شنبه قیامت میشه!»؛ هر نتیجه‌ای که در انتخابات دهم حاصل می‌شد، به فتنه ختم می‌شد و این، آن سناریوی تکراری بود.

فتنه موعود، ایجاد شد. خیلی از عوام‌الناس مردد شدند. آخر در این جبهه هم، آیت‌الله و حجت‌الاسلام و پاسدار و حواری امام و زندان رفته و سیلی خورده کم نیست! حق با کدام طرف است؟!

خدایا، حق با كدامین طرف است؟ در یك سو علی،‌ داماد پیامبر، سردار بزرگ اسلام،‌ كسی كه پیامبر در وصفش می فرمود: «علی مع الحق و الحق مع علی» با جمعی از یاران صدیق پیامبر است، و در سوی دیگر «ام‌المؤمنین، عایشه» و 2 تن از صحابه بزرگ پیامبر، «طلحه الخیر» مرد خوش سابقه اسلام و زبیر «سیف الاسلام» -دلاور میادین نبرد- صف بسته‌اند. آیا می شود هر 2 گروه بر حق باشند یا هر دو بر باطل؟!... به‌راستی كدامیك بر حق است؟

سرانجام آن عوام سردرگم، چاره كار در این دید كه جواب را از علی (ع) بازجوید: «أیمكن أن یجتمع زبیر و طلحة و عایشة علی باطلٍ؟» آیا ممكن است طلحه و زبیر و عایشه بر باطل اجتماع كنند؟ علی (ع) در پاسخ، جوابی داد كه،‌ دانمشند سنی مذهب مصری، دكتر «طه حسین» در وصف آن گفته است: پس از قرآن، هیچ كلامی از بشریت بدین پایه محكم و والا گفته نشده است:

«إنك لملبوس علیك. إن الحق و الباطل، لا یعرفان بأفدار الرجال، إعرف الحق تعرف أهله و إعرف الباطل تعرف أهله»

 

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ جمعه 19 تیر 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید

روزها كه دسته‌دسته تابوت برادران ما از جبهه برمی‌گشت؛ ضد انقلابهای مذهبی در خیمه‌های نخوت خود زیارت عاشورا و دعای توسل و ندبه را بهانه كرده بودند و در پایان هر روضه و گریه و توسل خویش كسانی را نفرین می‌كردند كه مانع ظهور اقا شده‌اند. كسانی را كه دین را از خلوص و معنویت و نزاهت خود دور كرده و به شایبة سیاست و دنیاطلبی آلوده‌اند. كسانی را كه حاضر نیستند قبول كنند حكومت قبل از ظهور آقا باطل است.
***
آن روزها كه در جبهه هر زیارت عاشورا مقدمة عملیاتی بود كه خون قلب بسیجیها را به خود می‌خواند، ضد انقلابهای مذهبی هزار هزار بار ذكر گفتند و توسل پیدا كردند و اشك ریختند و خون از دماغ هیچ‌كدامشان نیامد.
ضد انقلابهای مذهبی دوست داشتند برای حسینی گریه كنند كه به تاریخ پیوسته است و به حماسه‌ای دخیل ببندند كه تمام شده باشد.
حسین زنده برای آنها خطرناك بود. همان‌گونه كه برای اهل كوفه. ممكن بود از حنجر چنین حسینی هر لحظه ندای «هل من ناصر ینصرنی» فوران كند.
***
و این روزها چه بسیار ضد انقلابهای انقلابی كه می‌خواهند همان بلایی را كه ضد انقلابهای مذهبی بر سر بزرگ‌ترین حماسة تاریخ آوردند در مورد پژواك ایرانی آن كه «هشت سال دفاع مقدس» می‌نامندش تكرار كنند.
می‌خواهند در سوگ «جنگی كه بود» ، «جنگی كه هست» را بپوشانند و بفراموشانند.
حاضرند- تا دلتان بخواهد- برای «جنگی كه بود» نوحه‌سرایی كنند و به یاد شهدایش اشك بریزند به شرط آنكه در همان تاریخ و جغرافیا باقی بماند و پایش را از گلیمش درازتر نكند.
جنگی دوست‌داشتنی. كه می‌توان از آن خاطره‌های راست و دروغ تعریف كرد می‌توان برایش جلوی انواع و اقسام دوربینها و میكروفنها آه كشید. جنگی برای صلح. جنگی برای دفاع از وطن. جنگی در تراز جنگ ویتنام یا كره یا كوبا یا...
هر روز ما در جنگ بركتی داشته‌ایم كه در همة صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ایم.
ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر كرده‌ایم.
ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت كرده‌ایم.
ما در جنگ پرده از چهرة تزویر جهان‌خوارن كنار زدیم.
ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته‌ایم.
ما در جنگ به این نتیجه رسیده‌ایم كه باید روی پای خودمان بایستیم.
ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستیم.
ما در جنگ ریشه‌های پربار انقلاب اسلامی‌مان را محكم كردیم.
ما در جنگ حسن برادری و وطن‌دوستی را در نهاد یكایك مردمان بارور كردیم.
ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم كه بر ضد تمامی قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال می‌توان مبارزه كرد.
"و از همة اینها" مهم‌تر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت.
***
"اسلام انقلابی" كه امام مهم‌ترین بركت جنگش می‌داند چیست؟ و چه جایگاهی در مجموعه برنامه‌ها و مراسمهای هفتة دفاع مقدس و مناسبتهای مشابه دارد؟
***
به احترام خون شهدا خواهرم حجابت، برادرم نگاهت و دیگر هیچ!
شده است كه در كنار ده هاهزار تابلو و پوستر و پلاكارد و دیوارنویسی و ... كه چنین شعاری رادر ‌خود جای داده‌اند حتی یك‌بار ببینید كه مخاطبان را برای ارزش و آرمان دیگری به خون شهدا قسم داده باشند؟
مثل اینكه:
به احترام خون شهدا بیت‌المال را غارت نكنید.
به احترام خون شهدا كوخ ‌نشینها را دریابید.
به احترام خون شهدا در برخورد با مفسدین اقتصادی این همه استخاره نكنید.
به احترام خون شهدا مبارزه با فقر و فساد و تبعیض را به رسمیت بشناسید.
به احترام خون شهدا اسلام ناب را لگدكوب متحجرین و مقدس‌مآبان نكنید.
به احترام خون شهدا "سرمایه‌داری + 17 ركعت" را اسلام انقلاب معرفی نكنید.
به احترام خون شهدا....
برگزاری مراسمهای خنثی و یادبودهای نوستالژیك برای هشت سال جهاد جانانه فرزندان خمینی به چه نتیجه‌ای در گسترش رفتار علوی، مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، رسیدگی به محرومان و مستضعفان و كاهش اختلاف طبقاتی و ... انجامیده است؟
اصلاً قرار بوده است كه چنین رویكردی در كار فرهنگی برای دفاع مقدس غالب شود یا برعكس قرار بر این است كه به جامعه یادآوری كنیم كه می‌توان از شهدا حرف زد و اهل مبارزه هم نبود.
آیا در عمل باید به ملت تفهیم كرد كه نسبت شهادت و عدالتخواهی تباین است و این دو مفهوم در قاموس اسلام ناب آمریكایی هیچ ربطی با هم ندارند و قرار نیست بعد از هر یاد و ذكری از شهدا موتور آرمانخواهی در جامعه جا بگیرد و با استناد به سلوك و سیرة شهدا و بسیجیان واقعی دست مطالبة مردم یقة اصحاب قدرت را برای وفا به عدالت در عرصه‌های فردی و اجتماعی بچسبد و چرخة ثروت ـ قدرت را با مشكل مواجه كند؟
قرار نیست تجربة دفاع مقدس تكرار شود. قرار نیست مفهوم و پیام و آرمان عاشورا در زیر آتش گلوله و در میدان جنگی نا برابر بازخوانی شود و به آن انفجار نورانی 8 ساله برسد.
قرار نیست مفهوم و پیام و آرمان دفاع مقدس در میدان جنگ فقر‌و‌غنا، جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد مرور شود و به نتایج خطرناك و حركت‌آفرین برسد.
قرار نیست كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا باشد و هر زمینی و هر زمینه‌ای كار حسینی بطلبد.
***
جنگ هشت ساله نمرده است كه برایش مجلس ختم بگیریم.
جنگ هشت ساله شهید شد. و شهید زنده است.
و خون شهید در همة رگهای جامعه جاریست. اگر چشم بگشاییم و اگر گوش بسپاریم به آن كه گفت:
«امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار جنگ پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد شروع شده است...»




ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 خرداد 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید

چند روزیه حالم خرابه والا
دلم همش تو تب و تابه والا

تو گلو بغضای قلمبه دارم
دلم می خواد بارون بشم ببارم

تا گریه هام مملکتو تر کنه
اگه تره دوباره تر تر کنه

یه چن تا نقد سرپایی دارم
درد دلای زیر بنایی دارم

انتقادام اصولیه سازند س
خیال نکن فحشای یه بازند س

فکرای بدبد نکنی داداشم
اصلا به من میاد که مغرض باشم

حرفای من از رو حساب کتابه
یک یکشون به سود انقلابه

نه اینکه دولت نهم بد باشه
نه اینکه حرف سهم و درصد باشه

نفله این مملکتم ، جون تو
دنبال خیر ملتم ، جون تو

چه معنی داره که رئیس جمهور
پاشه بره به اون دهاتای دور

به پاپتی ها که محل می ذاره
کلاس دولتو پایین میاره

اصلا به این سیاسی ها نبرده
می گن دوباره نون خالی خورده

تو ساحلا ویلا میلا نداره
ماشین های مدل بالا نداره

می گن به همتش کمر کرده راست
دهی که زیر پونز نقشه هاست

محض رسیدگی به وضع میهن
تو برره دیده شده اخیراً

این چه رئیسیه که بازی بازی
بچشو هم فرستاده سربازی

عمریه بین جمعیت گم شده
خیالشه که وقف مردم شده

بودجه برا باج سیبیل نذاشته
تو جیب بعضیا شیتیل نذاشته

پسته نمی خوره کنار چایی
دلش خوشه بهش می گن رجایی

خلاصه دوزار واسه ما نذاشته
حرمت پیشین رو نگه نداشته

می گن که زاهده ولی تاجره
گمون کنم که مولتی میلیاردره

سند نمی خاد مث روز روشنه
یقین بدون که سلطان کاپشنه

هر جا بری از کنیا تا کره
کاپشن احمدی نژادی پره

پا قدمش خیلی خوبه ، عالیه
عامل برد تیمای ملیه

نه دایی نه عمو نه عمه زاده
باخت ما کار احمدی نژاده

عامل این قحطییای اخیره
می گیم بره بلکه بارون بگیره

هنوز تو عصر تیرکمون سنگیه
دلش خوشه آدم فرهنگیه

ذکات فرهنگشو پس نداده
با خانمای غربی دست نداده

فکری برا رفع تنش نکرده
با دخترکها خوش و بش نکرده

حرفای تند و سطح پایین زده
تو آمریکا دم از فلسطین زده

دشمن اسرائیل نازنازیه
خیلی خطرناکه نئونازیه

می خاد که از رو نقشه برداردش
اشتباهی گرفتدش با شپش

دین و سیاست رو بهم تنیده
عاقبت مدرس رو ندیده

اگه می خاد شهید بشه برا دین
جاش اینجا نیس ، بره شلمچه رو مین

مشکل تحریم حله با یه بسته
رجایی بازی مال سال شصته

تا کی می خاد با رفقا بد کنه
 بسته پیشنهادی رو رد کنه

بدون اعتنا به هیچ بسته ای
دو دستی چسبیده به این هسته ای

لابد طرفدار تیم قرمزه
که دوست جون جونیش هوگو چاوزه

به جای چشم آبیهای اروپا
بروبیایی داره با سیاها

باراک اوباما چی ؟ مگه سیاه نیس
پس چرا تو سیاهه شما نیس

من که نه اهل غیبتم نه تهمت
هر چی می گم حقیقته حقیقت

کاراش نه علمیه نه سیاسی
سرش نمیشه چیزای اساسی

آدم نباید که همش کار کنه
مردمو از خودش طلبکار کنه

دولت ما دولت آزادیه
بزن بکوبه آخر شادیه

می گیم کچلها همه مو بکارن
شاه پسرا ابروشونو بردارن

دخترا جراحیه بینی کنن
روسریا عقب نشینی کنن

تا انتخاباتو ازش نبازیم
کارخونه جوک سازی راه میندازیم

باید خبر بشن تموم دنیا
که قیمت پیاز رفته بالا

باید دوباره تله موش بسازیم
برای کابینه پاپوش بسازیم

می گیم رسانه ها کبابش کنن
روزنامه های ما خرابش کنن

می گیم دروغه مژده جدیدش
کاغذی بوده موشک امیدش

خورشید خانوم دوباره لب بومه
گمون کنم فرصتمون تمومه

این همه گپ زدیم هزار ماشالا
راست و دروغ حرفامون با شما



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 خرداد 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید

                                                               بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
با دریغ و افسوس فراوان خبر یافتیم که عالم ربانی، فقیه عالیقدر و عارف روشن ضمیر حضرت آیت الله آقای حاج شیخ محمدتقی بهجت «قدس الله نفسه الزکیه» دار فانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق پیوسته است.
برای اینجانب و همه ی ارادتمندان آن مرد بزرگ، این مصیبتی سنگین و ضایعه ای جبران ناپذیر است: ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسدها شیء. آن بزرگوار که از برجستگان مراجع تقلید معاصر به شمار می رفتند، معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فیوضات معنوی بی پایان نیز بودند. دل نورانی و مصفای آن پارسای پرهیزگار، آیینه ی روشن و صیقل یافته ی الهام الهی، و کلام معطر او راهنمای اندیشه و عمل رهجویان و سالکان بود.
اینجانب تسلیت صمیمانه ی خود را به پیشگاه حضرت بقیه الله ارواحنا فداه تقدیم می دارم و به حضرات علمای اعلام و مراجع عظام و شاگردان و ارادتمندان و مستفیضان از نَفَس گرم او و بویژه به خاندان مکرّم و آقازادگان ارجمند ایشان تسلیت عرض می کنم و برای خود و دیگر داغداران از خداوند متعال درخواست تسلا و برای روح مطهر آن بزرگوار طلب رحمت و مغفرت می کنم.

والسلام علیه و رحمه الله
سیدعلی خامنه ای
27/اردیبهشت/1388
22/جمادی الاول/1430

دانلود فیلم



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید
 
***امام عزیز یادش به خیر که با تیزبینی فرمود: "اگر دشمن از شما تعریف کرد در اعمال خود نظر بیفکنید" اگر سیاسیون مدعی ما چنین می کردند، اشتباهاتی که باعث شده دشمن مکار ودروغگو استعمارگری چون انگلیس از برخی از آنها تعریف کند را با اندک تاملی می یافتند. متاسفم که میرحسین موسوی که حامی اش غربگرایان بی سیاستی چون مجاهدین ومشارکت و کارگزاران هستند، ادعای خط امامی دارد! البته محسن رضایی هم به همین روال...! امیدهایی که غربی ها به فعالیت های ضد دولت محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص و همیار هاشمی دارند، نیز قابل توجه است. فکر کنم که حق همچون خورسید روشن است گرچه برخی خورشید را در نور شمع می جویند!
***نکته جالب دیگری که خواستم شما عزیز هم به آن توجه کنید این است که هماهنگی روزی نامه ها وسیاه نامه هایی که علیه دو.لت تبلیغ می کنند را با مطبوعات شاخص دشمن انگلیسی بسیار قابل تامل است. البته دروغ هایی هم در این گزارش است از جمله اینکه اگر آرای دکتر احمدی نژاد کم بود و احتمال رای آوردن اصلاح طلبان بود، خاتمی کنار نمی کشید. اینکه رابطه بهتر میرحسین با غرب از چه نوعی خواهد بود و کدام منافع غربی ها وصهیونیست ها که نفوذ شدیدی در جهان غرب دارند چه خواهد بود... نمی دانم... البته با توجه به خاتمی هاشمی و جاسبی و حسن روحانی و کمپانی های صهیونیستی و تعلیق هسته ای و تاریخ معاصر و در یوزگی اصلاح طلبان برای غربی ها در دوران حاکمیتشان حدس هایی می زنیم... و من متاسفم برای برخی مدعیان تند عدالت و استکبارستیزی که بر خلاف منویات رهبر معظم انقلاب و واقعیت های موجود، دکتر احمدی نژاد را متهم به مسالمه با آمریکا می کنند و می گویند که احمدی نژاد استکبارستیز نیست!! اما واقعیت های جهان معاصر خود را از چشم مردمان عاقل نمی پوشاند. با هم متن خبر گاردین انگلیسی را بخوانیم و تامل کنیم:
 
روزنامه انگلیسی گاردین:پیروزی فردی مثل موسوی به نفع غرب خواهد بود!!!

یک روزنامه انگلیسی از روی کار آمدن مجدد دکتر احمدی‌نژاد ابراز نگرانی کرد و در ادامه نوشت: تاریخ به غرب ثابت کرده است که احمدی نژاد به هیچ وجه با غرب کنار نمی آید ولی اصلاح طلبان موضع نرم و خنثی تری در مقابل غرب خواهند داشت به همین دلیل اگر یک اصلاح طلب در ایران، مثل "میر حسین موسوی" رأی بیاورد به نفع غرب خواهد بود زیرا رابطه بهتری با غرب خواهد داشت.

به گزارش رجانیوز، گادرین در این گزارش که به مناسبت نام‌نویسی نامزدهای انتخاباتی در ایران منتشر کرده است، افزود: احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران به صورت رسمی برای انتخابات ریاست جمهوری آینده ایران كه در 22 خرداد قراراست برگزار شود، ثبت نام كرد. این روزنامه در ادامه نوشت: میرحسین موسوی در مقایسه با احمدی‌نژادی كه خواهان ادامه و پافشاری بر ادامه برنامه هسته ای و موضع‌گیری‌های تند در قبال غرب است، بسیار ملایم و میانه‌روتر عمل می كند. وی اعلام كرده است كه اگر به عنوان رئیس‌جمهور ایران انتخاب شود، می خواهد اقتصاد ایران را "حفظ" كند. میر حسین، احمدی‌نژاد را متهم می كند كه وی ایران را به "لبه پرتگاه " كشانده است.

گاردین می‌افزاید: احمدی‌نژاد در سخنان خود گفته است: :وظیفه من این است كه به مردم اعلام كنم كه من با تما م توان خادم آن‌ها خواهم ماند." این روزنامه انگلیسی خاطرنشان کرد: انتخابات جدید آزمایش خوبی برای محك زدن رئیس‌جمهور است زیرا 4 سال پیش یعنی زمانی كه احمدی‌نژاد در سال 2005 از طرف مردم به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد، وی قول داده بود كه پول نفت را به‌طور عادلانه بین مردم تقسیم كرده و آنها را در این پول شریك كند. همچنین از ارزش های انقلابی را زنده كند. گاردین ادعا کرد: با این حال، محبوبیت احمدی‌نژاد از سوی بعضی از اصولگرایان مورد تردید و حمله قرار گرفته و آن‌ها وی را متهم به اسراف و ولخرجی منابع نفت و منزوی كردن ایران در برابر جهانیان در طول این چهار سال شده است.

در ادامه این گزارش با اشاره به اینکه میرحسین موسوی یک اصلاح طلب برجسته و رقیب احمدی نژاد است، آمده است: تاریخ به غرب ثابت کرده است که احمدی نژاد به هیچ وجه با غرب کنار نمی آید ولی اصلاح طلبان موضع نرم و خنثی تری در مقابل غرب خواهند داشت به همین دلیل اگر یک اصلاح طلب در ایران، مثل "میر حسین موسوی" رأی بیاورد به نفع غرب خواهد بود زیرا رابطه بهتری با غرب خواهد داشت. گاردین تأکید کرد: اگر یک اصلاح طلب در ایران بر سر کار آید علاوه بر کم شدن چالش های سیاسی با غرب، بسیاری از محدودیت های اجتماعی اعمال شده در زمان احمدی نژاد در جامعه ایران برداشته می شود.

این روزنامه سپس می‌افزاید: محسن رضایی، فرمانده اسبق سپاه پاسداران نیز یكی از كسانی است كه برای انتخابات 22 خرداد ثبت نام كرده و تلاش خود را بر روی برنامه های اقتصادی ایران متمركز كرده است كه این مسئله می‌تواند باعث كم كردن رأی احمدی‌نژاد شود. گاردین ادامه داد: رضایی درروز ثبت نام در كنفرانس خبری اعلام كرد: "ما برای حفظ اقتصاد كشور می آییم. این اقتصاد نیازمند تغییرات زیربنایی است كه ما با ایجاد دولت ائتلافی آن را علاج خواهیم كرد."این روزنامه خبر داد محسن رضایی که به اتهام دست داشتن در بمب گذاری سال 1994 در ساختمان مركزی یهودیان در آرژانتین از طرف پلیس اینترپل تحت تعقیب است، به سیاست خارجی احمدی‌نژاد نقد دارد و می گوید كه انكار هولوكاست از سوی احمدی‌نژاد هیچ نفعی برای ایران ندارد.



ادامه مطلب

طبقه بندی: سیاسی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 اردیبهشت 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید

1. همواره در طول تاریخ، دو جریان حق و باطل به موازات یكدیگر حركت كرده، گاهی حق بر باطل پیروز گشته و

 

گاه باطل بر حق چیره می‌شده است. در این مصاف، پیامبران، امامان معصوم(ع) و علمای مجاهد و نستوه كه

 

به منزله پیامبران بنی‌اسرائیل بلكه افضل از آن‌ها هستند، جبههِ حق را نمایندگی و در این راه، سختی‌های

 

فراوانی را تحمل كرده، تا مرز شهادت در راه خدا پیش رفته‌اند؛ از سوی دیگر طاغوت‌ها و همدستان آن‌ها،

 

منحرفان و دنیاپرستان، پیشگام جریان باطل بوده و برای نابودی جریان حق كمر همت بسته‌اند.

 

 

2 .استراتژی جریان باطل همواره این‌گونه است كه قبل از فراگیری گفتمان جریان حق، به‌صورت سخت‌افزاری با

 

آن روبه‌رو شده، با جنگ و خونریزی درصدد نابودی آن برمی آید ولی هنگام حاكمیت جریان حق، از

 

برخوردمستقیم فیزیكی دست كشیده به صورت نرم‌افزاری به مصاف با حق حاضر می‌شود! برای مثال، زمانی

 

كه هنوز پیامبر(ص) بر سرزمین مكه و منطقه جزیرة‌العرب كاملا‌ً حاكم نشده بود، ابوسفیان و همدستانش بارها

 

با جنگ‌های متعدد و توطئه‌های مختلف برای از میان برداشتن پیامبر(ص) و یارانش همصدا شدند؛ ولی

 

هنگامی‌كه مكه فتح شد و مسلمانان قدرت گرفتند، ابوسفیان و حامیانش نیز به حسب ظاهر مسلمان شدند و

 

در قالب دیگری به مبارزه با پیامبر(ص) پرداختند.

 

3. تردیدی نیست كه دشمنان برای از میان برداشتن دین حق، با شعار دین‌خواهی و با روش‌ها و ابزار دینی و

 

مذهبی وارد می‌شوند. به‌عنوان نمونه، مخالفان اسلا‌م و پیامبر(ص) در مدینه در مقابل مسجدالنبی(ص)

 

مسجدی ساختند تا از آن پایگاه برای مقابله با مسجد تقوی و جریان حق، بهره‌گیرند. این مسجد از سوی خداوند

 

عزوجل، «ضرار» نام گرفت و از پیامبر(ص) خواسته شد كه آن‌را تخریب كند. پس از پیامبر (ص) نیز  علی(ع)

 

،امام حق راکسانی خانه‌نشین كردند كه از یك طرفشعار دین و ارزش‌ها داده، خود را از همراهان پیامبر(ص)

 

معرفی می‌كردند و از سوی دیگر به برخی روش‌ها و منش‌های حضرت مثل زهد و ساده‌زیستی و پایبندی به

 

اصول، تظاهر می‌كردند. به‌راستی مگر خوارج نهروان با همین استراتژی، علی(ع) را كه اسوهِ تقوی و عدالت و

 

زهد و ساده‌زیستی بود به مصافش نرفتند؟! و آیا جز این بود كه حادثه آفرینان عاشورا با نام دین و با شعار «یا

 

خیل‌ا... اركبی و بالجنة ابشری») آن هم  پس از اقامه نمازهر به جماعت! امام معصوم حسین بن علی(ع) را با

 

بدترین وجه سر بریدند و به یكدیگر تبریك نیز گفتند؟! و آیا چنین نبود كه بنی‌عباس با همین استراتژی و ابزار،

 

امامان(ع) را یكی پس از دیگری از صحن سیاست كنار گذاشته، تحت سخت‌ترین شرایط و شكنجه‌های فراوان به

 

شهادت ‌رساندند؛ تاریخ صحبت‌های دروغین مأمون به ساحت مقدس علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) و تعابیری از قبیل

 

این‌كه «من به امام عشق می‌ورزم» را فراموش نمی‌كند.

 

4. به‌رغم فشارهای سنگین و سختی‌های فراوان، گفتمان مكتب تشیع شكل گرفت و توسعه یافت. براساس

 

همان استراتژی، دشمنان با گروه‌سازی‌های حساب‌شده در پوشش دین، در تلا‌ش بوده و هستند كه دین ناب را ا

 

ز صحنه خارج كنند. گروه‌هایی مانند وهابیت، بهائیت، صوفیه، شیخیه، و... در همین راستا طراحی شده و

 

می‌شوند. این نوع فرقه‌سازی امروز در غرب به‌مراتب بیش‌تر از شرق در حال تأسیس است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: سیاسی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 فروردین 1388 توسط کانون شاهد دانشگاه مفید
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  
درباره وبلاگ